
هر کی آدرس جدیدمو میخواد کامنت بده براش بفرستم![]()
برچسب:
نویسنده: طاها میرزاده
برچسب:
نویسنده: طاها میرزاده
در هیاهوی زندگی دریافتم چه بسیار دویدنها که فقط پاهایم را از من گرفتدر حالی که گویی ایستاده بودم... چه بسیار غصهها که فقط باعث سپیدی موهایم شددر حالی که قصهای کودکانه بیش نبود... دریافتمکسی هست که
برچسب:
نویسنده: طاها میرزاده
برچسب:
نویسنده: طاها میرزاده
برچسب:
نویسنده: طاها میرزاده
برچسب:
نویسنده: طاها میرزاده
این تخت تاشوهاچقدرگرون شدن...آرش به فروشنده میگه چنده ؟بایه حالت افسوسی سرشوتکون دادوگفت چندماه پیش همین تخت ومیدادم یک میلیون وهفصدالان شده چهارتومن ...آرش گفت چرا؟؟فروشنده گفت همه چیزگرون شده خوب ..
برچسب:
نویسنده: طاها میرزاده
برچسب:
نویسنده: طاها میرزاده
به خاطراساس کشی یه هفته ای نرفتم باشگاه واین چندروزم مریض شدم وحالم خیلی خراب بود
دیگه امروزوبه زوربلندشدم وبااین که حالت تهوع وسرگیجه داشتم آماده شدم که برم باشگاه
باخودم گفتم امروزبااین حالم توباشگ
برچسب:
نویسنده: طاها میرزاده


ماهی ها گریه شان دیده نمیشود
گرگ ها خوابیدنشان
عقاب ها سقوطشان
و انسان ها درونشان
برچسب:
نویسنده: طاها میرزاده
برچسب:
نویسنده: طاها میرزاده
1_ یه بار یکی زنگ زده بود این برنامه سوال شرعی میگفت من دوست پسرم دکتره ما به هم محرمیم؟ :))
2_ قیافه پسرا بعد از ۲ سال باشگاه رفتن
3_ تو جلسه خواستگاری دختره به پسره میگه خودتو معرفی کن
پسره میگه:
برچسب:
نویسنده: طاها میرزاده
سلام به همه دوستان مهربون وبامعرفتم ببخشیداین چندروزحسابی درگیربودم وفکرم مشغول بود
این چندروزپشت سرهم خبرای بدشنیدم واتفاقای بدی افتاد
به قدری استرس داشتم وفکرم مشغول بودکه اصلانتونستم بهتون سربزنم .
برچسب:
نویسنده: طاها میرزاده
زهراوآرش خیلی کم باهم حرف میزنن دلیلشم اینه که زهراازآرش خجالت میکشه این خجالتشم فقط پشت تلفنه...
میگه صدای آرش پشت تلفن یه جورایی خیلی جدیه ووقتی باهاش حرف میزنه هول میشه ...
ولی هدابرعکس زهراست وخیل
برچسب:
نویسنده: طاها میرزاده
برچسب:
نویسنده: طاها میرزاده