سلام به همه دوستان مهربون وبامعرفتم ببخشیداین چندروزحسابی درگیربودم وفکرم مشغول بود
این چندروزپشت سرهم خبرای بدشنیدم واتفاقای بدی افتاد
به قدری استرس داشتم وفکرم مشغول بودکه اصلانتونستم بهتون سربزنم ....
چندروزپیش که بچه ی زهراسقط شدوکلی واسه زهراوابراهیم غصه خوردم وبهشون دلداری میدادم ...
بعدشم که بابام بستری شدتوبیمارستان وهنوزم مرخص نشده وهمچنان نگرانشم ...
دیروزم آرش ازروپله هاافتادخداروشکرچیزیش نشدولی چون تودستش لیوان بودواونم تودستش شکسته بوددوتاازانگشتاش خیلی بدجورزخم شدن ...
برچسب:
نویسنده: طاها میرزاده